كودكي ميان شماست.
كودكي با صدايي بم و دو رگه؛ كه از هيچ كس انتظاري نداشت. لحظه اي آرامش مي خواست و اندكي سكوت. و همراهي كه نپرسد.
مي بخشيد آنچه را نداشت. به ماندن كودكي فقير چه نيازي است كه رفتنش، چنين خشمگينتان كرده؟
كسي نجوا مي كرد: بر و بحر فراخ است، آدمي بسيار
فريادي…
مهربان باشيد و بگذريد.
سكوت پيشه كنيد؛ پاسخي نمي يابيد.
كودكي لال و مهربان پيش چشمانتان ايستاده. كودكي كه مي بخشد و نمي ماند: نمي داند.
به دانستن و ماندنش نيازي نبود؛بود؟
كودكي در ميان شماست. مهرباني پيشه كنيد.
كودكي تنها… كه نماند
جناب کوتلاس عزیز
از آشنایی با شما بسی مفتخر گشتم!
امید که پیوسته پاینده باشید./